هی من اومدم

هی من اومدم

/ 1 نظر / 7 بازدید
ابوذر اکبری

امشب تو منو سوزوندی امشبی که خیلی تلخه به خدا حرفام دروغ نیست اینه بازیای چرخه چرخِ پر سوز این دنیا نمیخواد آروم بگیرم شادیو از ما می گیره توی دستاش گیرِ گیرم امشب تو دلم رو کُشتی گفتی با غریبه گشتی گفتی شبهای دگر هم کورس میذاریم مشتِ مشتی به خیالم دوریم از هم فاصله قدِ یه دریاست چوبِ اون صدا نداره آره از منه که بر ماست دارم آتیش میگیرم وای ای خدا چه کاری کردم کُشتم اون همه رفاقت بی وجودش سردِ سردم پرِ تشویشه وجودم معذرت فایده نداره این دفعه بدجور قاطی شد گُل آشتیو کی داره ؟ [دست][گل][بغل]